تبليغاتX
هســـــــــــــــــــتی هستـــــــــا

هســـــــــــــــــــتی هستـــــــــا
بسم الله الرحمن الرحيم 

دلم برای کودکیم تنگ شده....
برای روزهایی که باور ساده ای داشتم
همه آدم ها را دوست داشتم...
مرگ مادر "کوزت" را باور می کردم و از زن "تناردیه" کینه به دل می گرفتم
مادرم که می رفت به این فکر بودم که مثل مادر "هاچ" گم نشود...
... دلم می خواست "ممُل" را پیدا کنم
از نجاری ها که می گذشتم گوشه چشمی به دنبال "وروجک" می گشتم
تمام حسرتم از دنیا نوشتن با خودکار بود
دلم برای خدا تنگ شده ...
خدایی که شبها بوسه بارانش می کردم...
دلم برای کودکیم تنگ شده ...
شاید یک روز در کوچه بازار فریب دست من ول شد و او رفت 

[ پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391 ] [ 12:24 ] [ مینا ]
عاشق شدن

آنقدر بخندي که دلت درد بگيره

بعد از اينکه از مسافرت برگشتي ببيني هزار تا نامه داري

براي مسافرت به يک جاي خوشگل بري

به آهنگ مورد علاقت از راديو گوش بدي

به رختخواب بري و به صداي بارش بارون گوش بدي

از حموم که اومدي بيرون ببيني حو له ات گرمه !

آخرين امتحانت رو پاس کني

کسي که معمولا زياد نمي بينيش ولي دلت مي خواد ببينيش بهت تلفن کنه

توي شلواري که تو سال گذشته ازش استفاده نمي کردي پول پيدا کني

براي خودت تو آينه شکلک در بياري و بهش بخندي !!!

تلفن نيمه شب داشته باشي که ساعتها هم طول بکشه

بدون دليل بخندي

بطور تصادفي بشنوي که يک نفر داره از شما تعريف مي کنه

از خواب پاشي و ببيني که چند ساعت ديگه هم مي توني بخوابي
!
آهنگي رو گوش کني که شخص خاصي رو به ياد شما مي ياره

عضو يک تيم باشي

از بالاي تپه به غروب خورشيد نگاه کني

دوستاي جديد پيدا کني


وقتي "اونو" ميبيني دلت هري بريزه پايين !

لحظات خوبي رو با دوستانت سپري کني

.کساني رو که دوستشون داري رو خوشحال ببيني

يه دوست قديمي رو دوباره ببينيد و ببينيد که فرقي نکرده

عصر که شد کنار ساحل قدم بزني

يکي رو داشته باشي که بدوني دوستت داره

يادت بياد که دوستاي احمقت چه کارهاي احمقانه اي کردند و بخندي

و بخندي و ....... باز هم بخندي

اينها بهترين لحظه‌هاي زندگي هستند

قدرشون روبدونيم

زندگي يک مشکل نيست که بايد حلش کرد بلکه يک هديه است
که بايد ازش لذت برد
برچسب‌ها: چارلی چاپلین, عقیده چارلی چاپلین, لذت بخش ترین کار, دیدگاه چارلی چاپلین درمورد کارها
[ دوشنبه بیست و ششم دی 1390 ] [ 11:54 ] [ مینا ]
یک انسان صاحب کمال هیچ گاه گرفتار عشق نمی شود،بلکه از طریق عشق به رهایی و بلوغ وآزادگی نایل می شود.   در واقع،انسان زمانی بالغ می شود که به جای این که محتاج عشق باشدوآن راگدایی کند،خود شروع به عشق ورزیدن کند. وقتی کسی از چیزی تهی و بی بهره است،از دیگری می خواهد آن رابه او بدهد.گرفتاری،تنهایی و دلتنگی،تنها از آن انسان های نابالغ است که پایشان در دام عشق گیر می کندو اسیروگرفتار می شوند.و انسانی که قادر به مهرورزی و عشق ورزیدن باشد هرگز احساس تنهایی نخواهدکرد. دو نوع دوستی وجوددارد،یکی سرشار،آزادورها،که نیازمند بخشیدن است،و دیگری تهی و در زنجیر،که نیازمند گرفتن عشق دیگری است. در نوع اول،عشق و دوستی چنین فردی از روی احتیاج نیست بلکه نیاز به بخشیدن و تقسیم کردن محبت،عشق و شور زندگی داردکه دردرون او لبریز است.این نوع دوستی همان معنای واقعی عشق است.در واقع کسی که به چنین درجه ای از ،دوستی می رسد،انتظارو توقع نداردکه کسی محبت اورا جبران کند.همچنین نیاز به هیچ تشکرو قدردانی هم نداردکه این اوج بی نیازی و کمال است. در دوستی نوع دوم،از جایی که فرد خالی و تهی از عشق و دوست داشتن است،همیشه نیازمند است کسی به او چیزی ببخشدوهمیشه در حال گدایی کردن عشق و محبت است.بنابراین چنین شخصی همیشه احساس تنهایی خواهد کردو هرگز به آرامش واقعی نخواهدرسید. عشق تنها موهبتی در دنیاست که هر چقدر بیشترببخشی،بیشتر به دست می آوری. و روزی آن قدر سرشار از ترانه و شور زندگی می شوی که نمی دانی با این همه عشق چکار کنی .دیگر این همه شوروعشق و شیدایی،،زیبایی و آرامش در قلبت جا نمی شود.بنابراین شروع می کنی به بخشیدن.دیگر به کسی نیازی نداری که تو را از تنهایی نجات بدهد،این قدر لبریزی که تو به دیگران نیاز داری تا عشقت را با آن ها تقسیم کنی .برای تو دیگر فرقی نمی کندهر جا بتوانی ،بدون قیدوشرط،عشق می ورزی و آن زمان که عشق ،موسیقی درونت را بیدارو مترنم ساخت،علاوه بر این که نیاز نداری کسی به تو عشق بورزد،حتی نیاز به هیچ قدردانی و سپاس و تشکری هم نداری و این تویی که سپاسگزار هستی .چرا که دوستی ،عشق،هدیه و پیشکش تو را پذیرفته اند.و این بزرگ ترین لذت زندگی توست.تو نمی بخشی تا چیزی را به دست آوری ،از آن جهت می بخشی که بسیار سرشارو لبریزی،مانند چشمه که باید جاری شود،و هر چه بیشتر ببخشی،چشمه های تازه و گواراتری در تو جاری می شود.حالا تو دیگر زبان عشق،زبان هستی،خورشید،درختان و همه هستی را می فهمی و می دانی راه وصل،گرفتن دست دیگری است. دستانی که دست تو رادر دستان خدا بگذارند.حالا تو به وعده گاه جانان رسیدی و همواره در عبادتی .تو عاشقی.....


سلام

چطورین؟

متن جالبیه پیشنهاد میکنم اگه نخوندین بخونیدش!!!از دسش ندید!!!

بای تا های


[ سه شنبه سوم آبان 1390 ] [ 17:54 ] [ مینا ]
امروز تولدمه تولد 19 سالگیم


[ پنجشنبه هفتم مهر 1390 ] [ 18:58 ] [ مینا ]
سلام به همه دوستای وبلاگیم!

امیدوارم حاال واحوال همتون به بدی من نباشه و خوب خوب باشه !

اما بذارید بگم که این چند وقته چه به سر من اومده ،بگم؟نگم؟ اصلا بیخیال ....

اومدم بگم که ایشالله به زودی یه دسی به سرو روی این وبکم میکشم و بازم منتظر حضورتون میشم،از همین الان قدم همگی برو جفت گولیا چشام!

از کنکوربگم که رفتم شریف از کلاساش خوشم نیومد،تصمیم گرفتم سخت افزار دانشگاه شیخ بهایی همینجا اصفهانو بخونم بازم خبر جدیدی بود خبرتون میکنم!

اخریش اینکه دانشجو شدم رفت !!!!

[ شنبه بیست و ششم شهریور 1390 ] [ 16:5 ] [ مینا ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

دربارم

به نام هســـــتي هستـــــــــا
من ميـــــــنا تصميم دارم درمورد چیز های جالب يك مطلب كوچيك بنویسم و ان را توي وبلاگم نمايش بدهم .شاید هم بعضی موقعه ها پست ها خیلی جالب نباشه پس می تونید انتظار هر چیزی رو داشته باشید .
قدم رنجه فرمودید .
یه جورایی خوش اومدید.
نظراتتون من رو به کارم بیشتر امیدوار می کنه پس لطفا دریغ نکنید .
98311+

hastiehasta@yahoo.com
امکانات وبلاگم
7th Band - Dooset Daram
مرجع کد آهنگ : ميهن کد

.


فروش بک لینکطراحی سایت